|
love
|

ما عاشق هم بودیم حسی که یه عادت نیست
از من که گذشت اما این رسم رفاقت نیست
اینکه منو از قلبت بی واهمه می گیری
اینکه منو می بازی دنبال کسی میری
وقتی همه دنیات تنهایی و غربت بود
وقتی همه جا با تو احساس یه وحشت بود
کی با همه قلبش بغض شبتو وا کرد
کی حال تورو فهمید کی با تو مدارا کرد
باشه برو حرفی نیست من از همه دلگیرم
حالا که دلت رفته دستاتو نمی گیرم
ما هر دو برایه هم هر ثانیه کم بودیم
کی جز تو نمی دونه ما عاشق هم بودیم

بيا كه با تو بگويم غم ملامت دل چرا كه بي تو ندارم مجال گفت و شنيد
بهاي وصل تو گر جان بود خريدارم كه جنس خوب مبصربه هر چه ديد خريد
چو ماه روي تو در شام زلف مي ديدم شبنم به روي تو روشن چو روز مي گرديد
به لب رسيد مرا جان و بر نيامد كام بسر رسيد اميد و طلب بسر نرسيد
..................................................
خانمم چقدر مهربونه با اینکه دلش خیلی تنگه و بهم ریخته ولی چون بهشگفتم اگه غصه بخوری ناراحت میشم
میگه اصلا ناراحت نیست و وقتی برم غصه نمی خوره ولی میدونه که من تو دلشم و چقدر بهش نردیکم و نمی تونه چیزی و ازم پنهون کنه ....خيلي دوسش دارم .خيلي.بهش بگين تا اونو دارم مشكلات برام آب خوردنه .تازه مي فهمم فرهاد كار شاقي نكرده بوده .چون من بهتر از شیرینو دارم پس جابجا کردن کوه کاری نداره
![]()
بدون هرجا بدور از خونه باشم نمي تونم تورو يادم نيارم
اين عشقي که به من بخشيدي براي هميشه زنده خواهد ماند تو هميشه آنجا هستي ،هنگاميکه فرو افتم ضعف مرا مي ستاني و به من نيرو وقدرت مي بخشي و براي هميشه دوستت خواهم داشت و در کنارت مي مانم همچو فانوسي در تاريکترين شبها بالهايي خواهم بود، که در طول پرواز ياري ات خواهم کرد و در طوفان سر کش ،سر پناهي براي تو خواهم بود
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند

تکیه بر شانهایم بده که بخاطر تکیگاه تو بودن زنده ام. لبخند بزن چون بخاطر استشمام کردن بوی خوش غنچه لبخند توه که نفس میکشم.بگو که خوشبخت ترینی چون ارزوم خوشبخت کردن توست.
دوستت دارم....
زميناي سرد نشستم تا بتونم نگاه گرمتو ببينم كه كليهام داغون شدو بيمارستاني شدم.با اينگه تو بيمارستان تو بدترين حال بودمو درد ميكشيدم ولي همش به اين فكر بودم كه تو نداشته باشي غصه بخوري.همش از بچه ها ميپرسيدم كه حالت چطوره.همش چشم به در بودم كه وقتي اومدي دردامو ازت پنهون كنم و اروم باشم.يادش بخير عزيزم.ولي ارزش داشت چون ميتونستم با نشستنم در خونه تورو ببينم.
دوست دارم................

به آنهایی که پاییز را دوست ندارند بگویید: پاییز همان بهار است که عاشق شده است .

تا به امروز نشانش داد . بنده دید که در تمام مراحل زندگی اش دو تا رد پا وجود داره. از خدا پرسید :
این دو جای پا مال چه کسانی است که در تمام مراحل زندگی من وجود دارد؟ خدا گفت : یکی از آن جای
پاها از آن توست و دیگری از آن من است. بنده یک بار دیگر زندگی اش را از آغاز نگاه کرد. دید که در
مراحلی از زندگیش که خیلی سختی کشیده فقط یک جای پا وجود داره. از خدا پرسید : خدایا تو که
از ابتدای خلقت با من بودی چرا در سختی ها مرا تنها گذاشتی و فقط رد پای من آنجاست؟
خدا گفت : آن جای پا مال تو نیست بلکه از آن من است که هنگام سختی ها تو را در آغوشم
گرفتم و از آن عبور می دهم.

نیستی در کنارم تا حرفهای دلم را رو در رو برایت بازگو کنم
هیچ کس نیست که بداند در دلم چه می گذرد.
اگر می بینی می نویسم و می نویسم و به نوشتن
ادامه می دهم از آن روست که می دانم تو می خوانی.
میدانم دوباره تو را میبینمت.
می دانم تو هستی و تو می بینی
و می شنوی.
می دانم که تو در کنار منی.
ودر قلب من.
شاید نه در فاصله ای نزدیک اما لااقل آنقدر که ... .
اصلا مهم نیست کافی است لبخندی از تو
و یا حتی گوشه چشمی را در ذهن مرور کنم.
کافی است که روز بارانی با تو بودن را به یاد اورم.
روز های خوبه تابستان را.
روز های پر اضطراب پاییز.
می توانم ساعتها بنویسم و برای همین است
که می گویم اینها همه از سر عاشقی است.
مي نويسم براي تويي كه به اميد ديدنت زنده ام.
به امید ان روزی که دوباره و برای همیشه همدیگر رو ببینیم و با هم بمونیم
ان هم برای همیشه.
تقدیم به کسی سهمم از دیدنش کم شده.

وقتی داشتم ازت جدا میشدم همش منتظر بودم تا دستمو بگیری و بگی منم باهات میام .
يادته روزي و كه دستمو دراز كردم و بهت گفتم دست بده .با خودم گفتم ديگه دستتو رها نمي كنم .ولي تو با چشماي پر اشك رفتي .
با خودم گفتم نبايد كاري كنم كه جدايي برات سخت بشه.چون شايد ترس نذاره كه باهام بياي.
به من گفتی ميخواي پيشم باشي واسه هميشه.منم اومدم تا ببرمت پیش خودم برای همیشه .
وقتي سوار ماشين شدي و رفتي همش چشم به ماشين بود تا ماشين وايسه و تو پياده بشي و بدو بدو بياي به طرفم / آغوشتو باز کنی و بیای تو بغلم و بگی کیوان منم با خودت ببر.ولي رفتي .من نمي خواستم تنها برگردم.اون شب قلبمو همون جا گذاشتم تا تورو برام بياره.از اون روزم چشم به در خونست تا تو بياي الان ۵ماه ميگذره ولي .....
دوست دارم

یه مدتیه که حس میکنم خدا رو من و تو یه نگاه خواص داره .حس میکنم داره کم کم جدایی ها و دوریها تموم میشه .حس میکنم خدا داره یه کمک بزرک بهمون میکنه.شاید برای ما دوری سخت باشه ولی داره کاری میکنه تا خیلی زودتر از چیزی که فکر میکنیم بهم برسیم.اره گولم. مطمئنم.(ان معل اسر یسرا)
خانومم خدا تورو به من سپرده اینو از همون اول که مهرت به دلم افتاد یعنی ۹سال پیش فهمیدم..
دوست دارم......................
بازم دارم تودفترم مینویسم در حالی که دوباره شعرو ترانه چشمامو پر اشک کرده .تو گوشم صدای مهربونتو میشنوم انگار بازم تو یکی از روزای زمستون دارم رویاتو میبینم. آره صدا صدای من بود میخوندم پشت شیشه بازم شعرو ترانه زده تیشه به ریشه.
ثانیه ها را یکی یکی میشمرمو روزای خوبمونو به خاطر میارم یاد شبی که با هم ترانه خوندیم یا روزی که زیر بارون دل به هم میدادیم و با چشمامون رنگین کمونو به هم نشون میدادیم.
صدا صدای بارون میزنه پشت شیشه بازم شعرو ترانه زده تیشه به ریشه.
نوشته شده در تاریخ:
۲/۱۱/۸۶
ابتدای عاشقیمون با خودم عهد بستم اگه حتی یک لحظه بمن فکر کردی تمام عمرمو فدای اون یک لحظه بکنم ولی تو تمام عمرتو فدای من کردی .نازنینم من در این فکرم یک عمر توجه و عشقتو چطور جبران کنم؟؟
vaghti ye ashegh ehsase tanhai o dori mikone ke befahme eshghesh dare behesh kam tavajohi mikone ,ya kamtaraz ghablan behesh tavajo mikone.
na moghei ke eshghesh azash dore .hichvaght adama bekhatere inke khoda ro nemibinan o azash doran ehsase tanhai nemikonan. moghei in ehsaso daran ke ehsas konan khoda beheshon tavajo nemikone.kheli ehsase badie vaghti hes koni eshghet mohebatash ,az khod gozashtegiash nesbat behet kam shode .adam fek mikone ezafast,fek mikone tanhast ,tanha
تو را در آسمان شرق مي جويم جايي که آرزوهاي نقره اي من خانه دارند.
تو را در حسرت يک قوي تنها تو را در بال و پر يک پرستوي شوريده تو را در بوسه ي پروانه ها و مغرب گيسوان فرشته هايي که هرگز زمين را نديده اند مي جويم.
چشمهايت جمهوري مهرباني و عشق است بگو من در کدام يک از خيابانهاي آن زاده خواهم شد؟
من از تمام کلمات دنيا فقط دو کلمه را مي خواهم دوستت دارم را .....و دلم مي خواهد شکوفه ها و کوهستانها گرد من جمع شوند و هزاران بار آن را با من تکرار کنند .
دوست دارم شب و شبنم آنقدر ادامه پيدا کنند تا قلب کوچکم آفتابي شود.
کاش مي توانستم از درون يک تنگ شيشه اي با ماهي هاي قرمز برايت ترانه بخوانم .
دوست دارم نه بهشت باشد و نه دوزخ که بين من و تو فاصله اندازد .
دوست دارم هر روز تو را در نفس تازه ي خورشيد و هر شب در سايه روشن ماه ببينم تا نيمه شبها با من به کوچه هاي اندوه بيايي و ببيني که چگونه کنار گلهاي شمعداني و بابونه ها ني مي نوازم.
دروازه هاي آسمان را به من نشان بده و بگذار دستهايم در منظومه شمسي جريان پيدا کند.
فانوسهاي مهرباني ات را بر سر راه من بر افراز تا در بيشه هاي زشت و مه آلود گناه گم نشود.
مرا در گرد و غبار روياهايم تنها رها مکن و پرنده ها و ابرها را از من مگير و هنگامي که سوسنهاي بي قرار در دود و بارون آواز مي خوانند مرا به خانه ات ببر!
دوست دارم در زيباترين آسمان تو زندگي کنم و دوشنبه ها با رودخانه ها و رازيانه ها به گردش بروم.
سوگند به دريا و به موجي که هر دم به سوي تو بال مي گشايد شبها گاهي در جستجوي تو پوست تاريک شب را لمس مي کنم و حتي از سنگها سراغت را ميگي

اينجا من هستم سکوتي محض ...
سکوتي شکسته و درهم ، بخاطر هر روز نديدن تو
اينجا من هستم تهي از زندگي و روزمره گي
خالي تر از هميشه با کلافي درهم و پيچ در پيچ
معني سکوتم را با چشمانم برايت بارها فرستادهام
اينجا من هستم با آوازي که هرگز نشنيدي من هستم و سازي مبهم
اينجا من ماندهآم تنها در پس اندوه صداي کهنه سازم
من هستم و گلي پرپر شده از عشقي کور ، من هستم و يکرنگي شکستهام
اينجا در شهري دور من ماندهام به انتظار ، هر لحظه که ميايي
در شهري خاک گرفته و غروبي دلتنگ

هيچ بهانه اي نيست براي ِ نوشتن ..!
ولي حالا که مي شه برايِ تو نوشت ،
بهترين بهانه ای براي نوشتن...
خيلي دوست دارم خيلي زياد
براي تو مي نويسم که معني عشقي
براي من و عشق رو باتو حس کردم
دوستت دارم دوستت دارم
بيش تر از معناي واقعي كلمه دوست
داشتن!
دوستت دارم همچو طلوع خورشيد
در سحر گاه عشق!
دوستت دارم باتمام وجودم، با
احساس پر از محبت
دوستت دارم بيش تر از آن چه
تصور مي كني!
فقط دوست دارم با معني بيشتراز
دوست داشتن
همه دنياي مني..
روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز کرد.پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یک لیوان آب درخواست کرد. دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازائی ندارد.» پسرک گفت: " پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم"
سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.
دکتر هوارد کلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامیکه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد.لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دکتر کلی گردید.
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد.چیزی توجه اش را جلب کرد.چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:
«بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است".
ميگن سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند:زمان، کلمات و موقعيت ها.سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند:آرامش، اميد و صداقت.سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند:رؤيا ها، موفقيت و شانس.سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند:عشق، اعتماد به نفس و دوستان.سه چيز در زندگي يک انسان را مي سازند:تلاش، اخلاص و موفقيت.

چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن
چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن
عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم .
نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم.
يک روزه ديکه هم بدون تو گذشت

to mashin neshasti dar halike be in fek mikoni ke ba eshghet kenare darya neshastino dar halike to aghosh gerefti darin be ghorob negah mikonid .beinke darin ba ham ro maseha ramirido eshghet ba tamame vojod az dashtenet khoshhale.kheli khoshhalike dari miri pishe mehrabon tarin kasike to zendegi dari.zaman az dastet kharej shode ,nemidoni key residi ,vaghti miresi behet khabar midan hanoz naresidan.alan be omide inike farda bebinish .ba baghie miri kenare darya vali bedone eshghet ,hame khoshhalano mashghole tafriho shadi, vali to ye goshe boghz kardio cheshm beraheshi.
belakhare farda mirese vali bazam nemiad roza hamin tor migzareo to royat o khoshhalit dare kam kam be yaso naomidi tabdil mishe.roze akhar fara mirese,savare mashin mishi vali hanozam ba omidvari be posht saret nega mikoni ta shayad dame akhari biado laghal betoni baraye chand lahze bebinish.mashin rah miofte vali az on khabari nist.zarabane ghalbet inghad tond mishe ke sedasho khodetam mishnavi .cheshat por mishe az ashk .to mashin ye goshe kez mikonio ashk mirizi.kheli jalebe az hamon masiri ke omadin darin bar migardin vali dige zibayi dar tabiato darya nemibini.hame chi barat siaho sefid shode.in moghast ke mifahmi in donya bahameye zibaihash ke bara hame beheshte baraye to bedone on jahaname .jahanam.mifahmi ke bedonesh nemitoni zendegi koni/nemitono

KHELI SAKHTE ROSANDALI PARK NESHASTAN DAR HALIKE ESHGHETON KENARETON NIST.MAKHSOSAN VAGHTI KENARESH BODANO TAJROBE KARDIN.EHSAS MIKONID NIMKAT SARDE SARDE O SHOMA TABO TAVANE NESHASTAN ROSHO NADARIN.DOST DASHTIN ASEMON DAHAN BAZ MIKARDO ESHGHETONO MINDAKHT TO AGHOSHETON .TA BA KHANDEHASH ,BA NEGAHESH VA HARFASH,BARATON BAHARO BIAREO LABKHANDO RO LABATON.VAGHTI MIBINID ZANO SHOHARA KENARE HAM RO NIMKATE PARK NESHASTANO DARAN MIKHANDAN DELETON BISHTAR MISHKANEO ASHK TO CHESHATON JAM MISHE.BE MAH NEGA MIKONID TA SHAYAD HAMON LAHZE ONAM DASHTE BASHE BE MAH NEGAH KONE BE OMIDE INKE ENEKASE NEGAHETON YE JA ROYE MAH BEHAM BERESEO BETONI TASVIRE ZIBAYE ESHGHETO RO MAH BEBINI.
آری ! یکی را دوست میدارم ، آن را احساس کردم در قلبم
او همان ستاره درخشان آسمان شبهای دلتنگی و تیره و تار من است
او همان خورشید درخشان آسمان روزهای زندگی من است
او همان مهتاب روشن بخش شبهای من است
قلبم او را دوست میدارد و من هم تسلیم احساسات پاک قلبم میباشم
همان فرشته ای که در نیمه شب عشق به خوابم آمد و مرا با
خود به دشت دوستی ها برد…او همان فرشته ای است که با بالین
سفیدش مرا به اوج آسمان آبی برد و مرا با دنیای دوستی و محبت آشنا کرد
همان کسی که هر شب قصه لیلی و مجنون در گوشم
زمزمه میکرد و مرا به خواب عاشقی می برد ....
دوباره باران می بارد
و دلم می خواهد از کوچه عاشقی بگذرد
و زیباترین نیات آدمی را
در خواب کوچه های این همه شبانه بی عبور
آرزو کند.
راه عشق مثل ریل قطار میمونه که تو رو یه خط اهنی ریلیو عشقت رو خط دیگش و فاصلتون از هم فقط ۲قدمه.وقتی به دوردستا نگاه میکنی میبینی یجایی این دو خط اهنی بهم رسیدن و بسرعت پیش میرید ولی وقتی میرسید میبینید هنوزم ریلا بهم نرسیدن.
دوتایی پیش میرید به امید اینکه یجایی بهم برسید.تواین راه مشکلات زیادی وجود داره که اگه یک دهقان فداکار تو زندگیتون داشته باشید(خدا)و بهش اعتماد داشته باشید و وقتی چراغ هدایتشو روشن کرد بهش اعتماد داشته باشید بدون برخورد با مشکل از اون میگذرید.زمان میگذره و یه جایی میرسه که ریلا بهم میرسنو شمابهم.تو این راه شومایید که با تحمل مشکلات و کناره گیری نکردن بهم ثابت میکنید که عاشق واقعی هستیدو برای رسیدن به هم هرکاری میکنید.اگه این مدت به مناظر پیش روتون که همان خاطرات باهم بودن و مهربانیایی که معشوقتون در حقتون کرده نگاه کنید زمان خیلی شیرین و زود میگذره..
01) English : I Love You
02) Persian : Tora doost daram
03) Italian : Ti amo
04) German : Ich liebe Dich
05) Turkish : Seni Seviyurum
06) French : Je t'aime
(07 Greek : S'ayapo
08) Spanish : Te quiero
09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun
10) Arabic : Ana Behibak
11) Czech : Mi Czech : Mi
12) Japanese : Kimi o ai shiteru
13) Yugoslavian : Ya te volim
14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida
15) Russian : Ya vas liubliu
16) Romanian : Te iu besc
17) Vietnamese : Em ye^u anh
18) Ukrainian : Ja tebe koKHAju
19) Tunisian : Ha eh bak
20) Syrian/lebanese: Bhebbek
21) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn
22) Swedish : Jag a"
23) Africans : Ek het jou liefe
24) Bavarian : I mog di narrisch gern
25) Albanian : Te dua
